فصل ۸۰
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
عشق عاشق با معشوق دیگرست درین اصل هر یکی در دو مرتبه مقرر می شوند و این اگرچه در ظاهر کثرت می نماید اما در معنی وحدتست زیرا که چون معشوق عاشق شود هر آینه عاشق معشوق شود کثرت برخیزد و چون معشوق یکی بود و خود یک عاشق را دو معشوق روا نبود ماجعل الله لرجل من قلبین فی جوفه اما یک معشوق را روا بود که هزار عاشق بود و هر یک در عشق صادق بود اما اینجا سریست دقیق بدان که عاشق را گذر بر دریای شوقست ونهنگ عشق درو در کمین تازمرۀ عشاق را که بر درگاه سرادق جلال شور و شغب می دارند و می نالند و می زارند با آنکه از استغناءمعشوقخبر دارند بیکبار درکشد و دم درکشد زیرا که از رحمت خلقیت بحقیقت بر درگاه جز زحمت بی فایده نیست خلقناکم لنربح عنکم لاتربحوا عنا
چون نیست بسی فایده اندر بودت
آن به که باصل خود همی باز شوی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş