شمارهٔ ۱۲۶
ب بابافغانی شیرازی
0
Altın Yaprak
عیدست و نوبهار و چمن سبز و خرمست
ماییم و روی دوست که نوروز عالمست
بر سرو نازپرور من می کند سلام
هر شاخ گل که در چمن جان مسلمست
از نازکان سرو چمن سرو ناز من
در جلوه کمال به خوبی مقدمست
بخرام سوی باغ که از جا رود قدم
شمشاد را که بر لب جو پای محکمست
بر باد اگر رود دل ما در هوای توست
انگار کز حریم چمن غنچه ای کمست
زان گل که می نهند به نازش به تاج سر
گاه خرام سروقد آن خاک مقدمست
ای گل مخوان فغانی غمدیده را به باغ
گشت چمن مناسب د ل های بیغمست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş