شمارهٔ ۲۳۶
ب بابافغانی شیرازی
0
Altın Yaprak
گلرخان از نفس ما اثری یافته اند
دل دگر ساخته گویا خبری یافته اند
اشک ریزان سحرخیز ترا ذکر بخیر
که زهر قطره برین در گهری یافته اند
نیست نزدیکتر از کوی تو راهی بخدا
که ازین کعبه به فردوس دری یافته اند
آستان تو بود برج سعادت که درو
هر دم از بال هما شاهپری یافته اند
طوطیان فاتحه خوانند خط سبز ترا
از نمکدان تو گویا شکری یافته اند
پیش چشم تو نیاورد کسی تاب نظر
مگر آنانکه ز جایی نظری یافته اند
تا تو پیدا شده یی کس نبرد نام پری
ظاهرست اینکه ازو خوبتری یافته اند
رو نتابند اسیران تو از تیر قضا
از سر و کار جهان این قدری یافته اند
سرو جان باخت فغانی و نزد نقش مراد
خوش حریفان که ز دست تو سری یافته اند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş