شمارهٔ ۷۵
ب بابافغانی شیرازی
0
Altın Yaprak
آبی که بسته اند بدلها دهان تست
نقدی که آن بدست نیاید میان تست
آتش زند به دامن دلها هزار بار
این خال نیلگون که به کنج دهان تست
چندانکه روز می گذرد می شود زیاد
این تازگی و لطف که در گلستان تست
یکذره ی تو بی حرکت نیست یکزمان
وه زین هوا که در سر سرو روان تست
بخت بلند سایه بهر کس نیفگند
این فیض عام خاصه ی نخل جوان تست
ما محرمان راز تو ای ترک نیستیم
ورنه هزار گونه سخن بر زبان تست
پر کرد روزگار بالماس پاره ها
آن رخنه ها که در جگرم از سنان تست
همرنگ خون غبار فغانی رود بباد
زانرو که در هوای رخ ارغوان تست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş