شمارهٔ ۱۱۹ - تتبع خواجه
ا امیرعلیشیر نوایی
0
Altın Yaprak
کسی که ملک دلش کرد خیل غم تاراج
پی عمارت آن غیر باده نیست علاج
جنون و عشق بتان باعثم به رسواییست
کجاست می که مهیا شده ست مایحتاج
به کوی عشق میان گدا و شه فرق است
که پیش یار خود آن یک سر افکند این تاج
عوض به جام می لعل چیست ملک دلم
چه جوهر است که هستش بها به ملک خراج
بیا به میکده زاهد که می معالج شد
ترا به خبط دماغ و مرا به ضعف مزاج
چو فانی آمده محتاج و تو به حسن غنی
زکات را به سپارش نباشدش محتاج
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş