ا

امیرعلیشیر نوایی

380 şiir

0 Altın Yaprak

امیرعلیشیر نوایی şiirleri

Arama yardımı

بیت القصیده همه خیل سخن وران شه بیت جنس نظم همه مدح گستران حمد و ثنای پادشهی دان که از رهش یکپاره سنگ شد گهر عالی افسران…

ای بیحد و عد هر نفست حمد و ثنا وز صد چندین حمد و ثنات استغنا ذکر ملکوت اندرین دیر فنا با علم تو سبحانک لا علم لنا

ز آشنایان آن قدر رنج و الم دیدم که نیست میل آن اکنون که با خود نیز باشم آشنا دل خراش و جان عنا بیند از ایشان گوییا هست یک نصف از خراش دل دگر نصف از عنا

ای خاک سر کوی تو گشتن هوس ما بر پای سگت بوسه زدن ملتمس ما گر دم زدن ما بود از مهر تو چون صبح صد شام سیه روز شود از نفس ما…

آیین طلب ز خود پسندان مطلب وین شیوه جز از نیازمندان مطلب بی نقشی ز اهل زهد چندان مطلب وین نقش ز غیر نقش بندان مطلب

به نزد عقل ز حیوان کم است انسانی که نبودش اثر از دلپذیری آواز در اشتران عرب بین چه نوع پاکوبان به وجد و حال روند از حدی اهل حجاز

زاهدا در روضه گر می از کف دلدار نیست روضه ای خوشتر مرا از کلبه خمار نیست عاشقانرا هیچ جنت نیست چون گلزار وصل کوثر و طوبی مثال لعل و قد یار نیست…

حسنی که دیده دید دل آن سوی مایل است فریاد دل ز دیده و آه من از دل است خواهم که آتش افتد از آن چهره در نقاب گو از چه رو بچشمم ازان روی حایل است…

باز دل تفرقه در توبه و طامات انداخت ساغر می زده خود را به خرابات انداخت این طرف غلغله از خیل خرابات افکند آن طرف دغدغه در اهل مناجات انداخت…

تا گدایی در میکده آیین منست رخنه ها از مژه مغبچه در دین منست زان دم از یاری می می زنم ای شیخ که او همدم فیض رسان دل غمگین منست…

کافر عشقم و سودای بتان دین منست خاک بتخانه شدن شیوه و آیین منست اثر نعل سم رخش تو و پای سگت در شب تیره هجران مه و پروین منست…

من درد زهر هجران درمی کشم به یادت تو صاف عیش در کش کاب حیات بادت ما از خمار مردیم در کنج نامرادی ساغر تهی مبادت از باده مرادت…

اگر چه پیر مغانم پیاله داد به دست به عشوه مغبچه ام کرد مست و باده پرست ز شیخ و خانقه و حور و روضه ام فارغ مرا که پیر و جوانی چنین میسر هست…

آمد بهار دلکش و گل های تر شکفت دلها از آن نشاط ز گل بیشتر شکفت دل از صباحت رخ خوبت گشاده شد مانند غنچه ای که به وقت سحر شکفت…

نیست یکدل کز جفای چشم او بیمار نیست یا که چشمی کز غم دل تا سحر بیدار نیست گرچه ناهمواری گردون برون از غایت است در جفا چون آن مه بی مهر ناهموار نیست…

15 / 380 gösteriliyor

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.