شمارهٔ ۱۸۱ - تتبع خواجه
ا امیرعلیشیر نوایی
0
Altın Yaprak
اقبال ره به کوی مغانم نمی دهد
ادبار آنچه طالب آنم نمی دهد
گویا نیافتست ز مطلوب کس خبر
زانکس به جستجوی نشانم نمی دهد
از نقد جان بهاش گرانست عجب مدان
گر می فروش رطل گرانم نمی دهد
یک بوسه ام ازان کف پا وعده کرد لیک
بر پاش تا که جان نفشانم نمی دهد
دارالامان میکده با من نشان دهید
کز رنج و غصه دور امانم نمی دهد
از وصل او مراد دلم وعده کرد چرخ
دارم امید اگر چه که دانم نمی دهد
آیین عشق ناطقه را لال بودنست
فانی از آن مجال امانم نمی دهد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş