شمارهٔ ۵۰ - تتبع خواجه
ا امیرعلیشیر نوایی
0
Altın Yaprak
مطلب صبح ازل طلعت درویشان است
مخزن نقد ابد خلعت درویشان است
شمع خورشید که گلزار ازو شد روشن
گلی از بزمگه نزهت درویشان است
جام جمشید کزو کار جهان است عیان
یک سفال کهن از صحبت درویشان است
عرش اعظم که بود بال ملک جاروبش
قبه بارگه حشمت درویشان است
طایر قدس که بر عرش نشیمن دارد
پیک پیغام ده حضرت درویشان است
چرخ اطلس که مکلل به در انجم گشت
پرده ای از حرم عصمت درویشان است
گر جهد تیر ملایک طرف از شست قضا
باز گرداندنش از همت درویشان است
فانیا روشنی وقت ز درویشان جوی
کین کشاد از نظر رحمت درویشان است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş