شمارهٔ ۸۰ - ایضا له
ا امیرعلیشیر نوایی
0
Altın Yaprak
منم که کنج خرابات خانقاه منست
می صبوح زدن ورد صبحگاه منست
نبسته تیره گی کفر کله بر سر دیر
ز عشق مغبچه بر چرخ دود آه منست
ز عشق ماه وشان داغهای تازه ببین
سراسر از اثر اختر سیاه منست
بجرم زندگی از هجر آن گل رعنا
حصار امن و امان من و پناه منست
برون ز میکده نایم که از حوادث چرخ
سرشک سرخ و رخ زرد عذرخواه منست
به دیر پیش بتی سجده آرزو دارم
خیال زهد ندارم خدا گواه منست
روم به میکده گاه خمار چون فانی
که باده دافع این حالت تباه منست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş