مرثیهای دیگر
ف فایز
0
Altın Yaprak
ببر ای ساربان در قتلگاهم
بده مژده حسین کم سپاهم
بگو عباس بر پا کن علم را
برآور آرزوهای دلم را
مگر ای ساربان این جا چه جایست
که آن خوشبوتر از جنت سرایست
نسیمش در مشام خوشتر آید
که این جا بوی زلف اکبر آید
الا ای ساربان مشکن دلم را
فرود آور در این جا محملم را
فرود آور در این جا محمل من
که این جا خوش فرود آمد دل من
خس و خاری که در این سرزمین است
نشیمنگاه سرو و یاسمین است
همین خاک است منزلگاه جانان
نهم سر بر سر خاکش دهم جان
عجب این خاک خاک مشک بیز است
که هم شادی فزا هم غصه خیز است
عجب این خاک خاک باصفاییست
یقین آرامگاه دلرباییست
عجب این خاک بویش عنبرین است
یقین با خون مهرویان عجین است
برهنه پا بر هر ناسزاوار
برهنه بر مغیلان پای پر خار
سر از این خاک هرگز بر ندارم
مگر از تن رود جان فگارم
برای این زمین بود ای عزیزان
گذاریدم که تا این جا دهم جان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş