شمارهٔ ۲۲
ف فایز
0
Altın Yaprak
مرا این زندگی از بوی یار است
وگرنه جان بدین پیکر چه کار است
کنون که هست فایز زنده زانست
دو چشم و دل به راه انتظار است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş