شمارهٔ ۵۰
ف فایز
0
Altın Yaprak
نه چشم است آن که چشمانش ندیده ست
نه گوش است آن که صوتش ناشنیده ست
ز فایز پرس حسنش پای تا سر
که شبها رنج بی خوابی کشیده ست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş