شمارهٔ ۱۱
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
ای غایب از نظر که تویی مست ناز ما
بادا فدای ناز تو عمر نیاز ما
یعقوب چشم بسته شکایت کند ز هجر
آخر ببین چه می کشد این چشم باز ما
دردا که روز عمر به آخر رسید و باز
آخر نمی شود غم دور و دراز ما
یک ذره در دل تو سرایت نمی کند
این نالة نفس گسل دل گداز ما
با آنکه نازنین جهانی و بی نیاز
غیر از تو کس نمی کشد ای دوست ناز ما
ما را زبان شکوة بیداد هجر نیست
داند نیازمندی ما بی نیاز ما
ما را زبان دیگر و تقریر دیگرست
فیاض آشنا نشود کس به راز ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş