شمارهٔ ۱۴۳
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
تا بوی زلف یار در آبادی منست
هر لب که خنده ای کند از شادی منست
بالم وداع جلوة پرواز می کند
یارب دگر که در پی صیادی منست
دارم سراغ جلوة سیمرغ و کیمیا
هر نقش پی که گم شده در وادی منست
از ناله رخنه در جگر سنگ می کنم
کو بیستون که نوبت فرهادی منست
فیاض هر چه در صف زلف گفته ام
در شعر کارنامة استادی منست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş