شمارهٔ ۱۴۷
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
بی روی تو تا چشم صراحی نگرانست
در شیشة ما باده یکی راز نهانست
چون جامة صبرم نشود پاره که امشب
در پرتو دیدار تو مهتاب کتانست
ممتاز بود داغ دل از داغ سراپا
این لاله درین باغ گل دست نشانست
از رنگ تنک ظرف توان یافت ضمیرش
ناگفته به کس راز دل شیشه عیانست
فیاض ازین ورطه به ساحل نتوان رفت
کز اشک تو هر جا که کناریست میانست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş