شمارهٔ ۲۰۹
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
شور جنونم از سر این بخت شوم رفت
فر همای عشق به تاراج بوم رفت
با کشت ما که آبخورش آتش دلست
سرگرم شد سموم و ستم بر سموم رفت
فال خرابی غم او می زند دلم
آسودگی ز طالع این مرزوبوم رفت
افکند سایه بار غمت بر وجود ما
آتش دگر به تربیت شمع و موم رفت
فیاض تا چه فتنه دهد روز خط یار
اینک سپاه زنگ به تاراج روم رفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş