شمارهٔ ۲۲۱
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
زان برون زد دلبر من بارگاه از شش جهت
تا توان کردن به سوی او نگاه از شش جهت
وه که شد بر عضو عضوم ناتوانی ها محیط
ضعف بر من همچو مرکز بست راه از شش جهت
بی جهت را در جهت جستن طریق عقل نیست
می کنم دعوی و می آرم گواه از شش جهت
ماه و ماهی نیز از خیل پرستاران تست
پادشاه حسنی و داری سپاه از شش جهت
گر به قدر مستی خود در نشاط آید کسی
می توان افکند بر گردون کلاه از شش جهت
من نیارم سوی او فیاض دید از هیچ سو
گرچه او دارد به من دایم نگاه از شش جهت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş