شمارهٔ ۲۵
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
وصل شد باعث جدایی ما
خصم ما گشت آشنایی ما
گرد ما هم به دامنی نرسید
چه رسا بود نارسایی ما
در چمن بال بسته تر گشتیم
دام خندید بر رهایی ما
دل نهاد شکستگی شده ایم
چه گران است مومیایی ما
زین که ما را به هیچ کس نخرید
چه عیان شدگرانبهایی ما
دوست را کرده ایم دشمن خویش
سخت واباخت کیمیایی ما
سخت کاریست سد دل گشتن
مفت ما بود ناروایی ما
ما که امید گم شدن داریم
کی کند خضر رهنمایی ما
غم به ما خوش نیاز پاشی کرد
تازگی داشت دلربایی ما
هر چه هم داشتیم باخته ایم
مایه برداشت بینوایی ما
وصل ما خوش نکرد دل فیاض
دل مگر خوش کند جدایی ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş