شمارهٔ ۲۸۹
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
خامشی هم نکته ای تقریر نتوانست کرد
من که بر بال ملک دام نظر می افکنم
همت من یک پری تسخیر نتوانست کرد
عمر در خدمت به سر بردیم و مردود دریم
طالع بد را کسی تدبیر نتوانست کرد
عقد الفت کس نمی بندد که از هم نگسلد
یک کس این زنجیر را زنجیر نتوانست کرد
امشبم سر تا به پا از بس که مدهوش تو بود
در خجالت رنگ من تغییر نتوانست کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş