شمارهٔ ۳۴۶
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
آنانکه پی به راه توکل فشرده اند
صاف رضا ز درد تحمل فشرده اند
غافل مشو ز ساغر سرشار التفات
کاین جرعه را ز تیغ تغافل فشرده اند
سودای مغزکاو دماغ دل مرا
از پیچ و تاب طرة کاکل فشرده اند
نازک ترست شکوه ام از بوی گل مگر
این ناله را ز نالة بلبل فشرده اند
تا داده اند طبع مرا آب و رنگ فکر
خون از رگ هزار تأمل فشرده اند
سوداییان فکر به تشبیه زلف یار
خوناب حسرت از دل سنبل فشرده اند
تا چهره اش به آب نزاکت سرشته شد
از لاله رنگ و نازکی از گل فشرده اند
در عهد زلفش از رگ اندیشه اهل فکر
سودای امتناع تسلسل فشرده اند
دلدادگان عشق ز شریان آرزو
خون فساد عرض تجمل فشرده اند
مردان عشق در گذر سیل حادثات
پای ثبات سخت تر از پل فشرده اند
فیاض آبروی دو عالم مجردان
از گوشة ردای توکل فشرده اند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş