شمارهٔ ۵۱۴
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
محرم دل سینة بی کینة خود کرده ام
کس چه داند آنچه من با سینة خود کرده ام
گوهری نایاب تر از وصل در پیش منست
من که سیلاب فنا گنجینة خود کرده ام
وصله دوزی های اضدادم به غایت تیره داشت
جوهر نورانی از آیینة خود کرده ام
من که از خود در هراسم با کس دیگر چه کار
بی کسی را محرم دیرینة خود کرده ام
کارها بر من معطل کرده شغل عاشقی
من تمام هفته را آدینة خود کرده ام
دیده ام تا طرح یکرنگی میان کفر و دین
سبزة زنگار را آیینة خود کرده ام
گر گشاد سینه خواهی ترک دل فیاض گیر
من به این مرهم علاج سینة خود کرده ام
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş