شمارهٔ ۵۳
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
بستم ز چارگوشة عالم نگاه را
تا دیدم آن دو گوشة چشم سیاه را
فرقی میان روز و شب خود نکرده ایم
تا فرق کرده ایم سپید و سیاه را
پیچیده دود در جگر ای گریه مهلتی
چندان که از شکنجه برآریم آه را
آن را رواست دعوی اعجاز چون کلیم
کز آستین خود به در آرد گواه را
فیاض عمرهاست که در چشم خونفشان
دارم ذخیره سرمة آن خاک راه را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş