شمارهٔ ۵۶
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
گر نهان سازم غم عشقت چه سازم ناله را
تب اگر پوشیده ماند چون کنم تب خاله را
دست افشاندی ز گلشن ریختی اوراق گل
روی گرداندی ز صحرا داغ کردی لاله را
یک گل از زخم خدنگت تازه بر من نشکفد
من به ناخن تازه دارم داغ چندین ساله را
وقت آیین بندی بازار مژگان منست
گریه بر دوش آورد از لخت دل پرگاله را
شب که شیون پیچ و تابم در نفس افکنده بود
از خراش سینه کردم شانه زلف ناله را
من هلاک گوشة چشمی که پنهان دیدنش
گلة آهو به دنبال افکند دنباله را
گرد آن عارض ببین فیاض دور چتر خط
گر ندیدستی به دور خرمن مه هاله را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş