شمارهٔ ۹۰
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
نگه نکرده گذشتی ز من به ناز امشب
شدم ز ناز تو شرمندة نیاز امشب
چو دید در کف پای تو جانفشانی من
زبان شمع به پروانه شد دراز امشب
به دل فزوده گره بر گره نمی دانم
که می کند گره از زلف یار باز امشب
زبس به روی تو بزم از چراغ مستغنی ست
فتاده شمع ز شرم تو در گداز امشب
چه روی داده ندانم که نگسلد فیاض
ز تار نالة زارم نوای ساز امشب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş