غزل شمارهٔ ۷۴۶
ف فیض کاشانی
0
Altın Yaprak
به کفافی دلا قناعت کن
باقی عمر صرف طاعت کن
خواهی ار حاصلی به دست آری
مزرع عمر را زراعت کن
هست دریای بی کران دنیا
به سبویی از آن قناعت کن
گر متاعی خری بخر دانش
نقد ایام را بضاعت کن
تخم دانش بگیر و آب عمل
در زمین دلت زراعت کن
کوکب عمر را غروب رسید
تا توانیش صرف طاعت کن
شد قمر شق و ساعت اقتربت
نقد ساعات صرف ساعت کن
شست و شویی بده دل و جان را
خویش را قابل شفاعت کن
ناگهان می رسد اجل ای فیض
بر گهنه تا توان ضراعت کن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş