غزل شمارهٔ ۸۱۳
ف فیض کاشانی
0
Altın Yaprak
خبری ای صبا ز یار بگو
سخنی چند از آن دیار بگو
از کسی گو قرار برد از دل
بر بی صبر و بی قرار بگو
یا ز من سوی او ببر خبری
حال این خسته نزار بگو
خبر دیگران چه او پرسد
حرف من نیز زینهار بگو
ور ز من پرسد او و از غم من
حال زار دل فکار بگو
ور به بینی که گوش میدارد
از غم هجر بی شمار بگو
ور به بینی به تنگ می آید
کم کن از روی اختصار بگو
باز از هرچه بگذرد آنجا
خبری سوی فیض آر بگو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş