شمارهٔ ۱۲۸
ف فیض کاشانی
0
Altın Yaprak
مهدی هادی چو بنشیند به جای خویشتن
زنده گرداند جهان را همچو جان کاید به تن
خوش به جای خویشتن باشد نشست خسروی
تا نشیند هر کسی دیگر به جای خویشتن
شیعهی او را بشارت ده به حسن خاتمت
کاسم اعظم کرد ازو کوتاه دست اهرمن
شوکت مهدی اهل البیت و عالم گیریش
شد در افواه خلایق داستان انجمن
شد در افواه خلایق داستان انجمن
هر نفس با بوی رحمن میوزد باد یمن
گوشهگیران انتظار جلوهات دارند هان
خویش را کن آشکار و برقع از رخ برفکن
جویبار ملک را آب روان شمشیر تست
نونهال عدل بنشان بیخ بدخواهان بکن
حافظ این ابیات گفت و فیض در تضمین آن
مشورت با عقل کرد المستشار مؤتمن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş