شمارهٔ ۶
ف فیض کاشانی
0
Altın Yaprak
به خدا اگر به فیضت اثری رسد ز فیضت
گذرد ز آسمان ها بدرد حجاب ها را
صبا به لطف بگو ختم آل طاها را
که فرقت تو به زاری بسوخت دل ها را
قرار خاطر ما هم تو می توانی شد
که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
برون خرام ز مغرب که تیره شد آفاق
ز رسم خویش بگردان طلوع بیضا را
بیا بیا که حضور تو مرده زنده کند
ز آسمان به زمین آورد مسیحا را
نماند صبر و سکون بعد از این به هیچ دلی
به وصل گل برسان بلبلان شیدا را
خوش آن زمان که به نور تو راه حق سپریم
طریق و منزل و مقصد یکی شود ما را
نهد به پای تو سر فیض و جان کند تسلیم
گذشت قطره ز مستی چو دید دریا را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş