شمارهٔ ۶۹
ف فیض کاشانی
0
Altın Yaprak
گفتم کیم به طلعت تو شادمان کنند
گفت آن زمان که وقت شود فکر آن کنند
گفتم که چیست سر نهان بودن شما
گفت این حکایتی است که با نکتهدان کنند
گفتم که جان دهند و رضای شما خرند
گفتا در این معامله کمتر زیان کنند
گفتم ز گفتگوی شما شاد میشوم
گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند
گفتم مسیح بهرچه آید ز آسمان
گفتا که اقتدا به امام زمان کنند
گفتم چو از جهان بروم من چه سود از آن
گفتا که رجعتی است که پیر و جوان کنند
گفتم که دوستان تو رجعت چرا کنند
گفتا که تا معاونت مستعان کنند
گفتم همیشه فیض دعای تو می کند
گفت این دعا ملایک هفت آسمان کنند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş