غزل شمارهٔ ۱۸۰
ف فروغی بسطامی
0
Altın Yaprak
دوش زلف سیهت بنده نوازی ها کرد
دل دیوانه به زنجیر تو بازی ها کرد
آتش چهره تو مجمره سوزی ها داشت
عنبرین طره تو غالیه سازی ها کرد
لب پر شکر تو شهدفشانی ها داشت
چشم افسونگر تو سحر طرازی ها کرد
تا نسیم سحر از جعد بلندت دم زد
عمر کوتاهم از این قصه درازی ها کرد
تا فروغی دلش از شوق فروزان گردد
چین کاکل به سرت چتر فرازی ها کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş