غزل شمارهٔ ۲۷
ف فروغی بسطامی
0
Altın Yaprak
تا لعل تو باده داده یاران را
بس توبه شکسته توبه کاران را
خواهی نرسی به ناامیدی ها
نومید مکن امیدواران را
سر پنجه عشقت از سر کینه
بر خاک نشانده تاج داران را
رحمانی خویش را چه خواهی کرد
رحم ار نکنی گناه کاران را
تنها نه مرا به یک نظر کشتی
کشتی به نگاه صد هزاران را
تا بر لب جام می نهادی لب
می نشیه فزود می گساران را
بنمای چو ماه نو خم ابرو
بگشای دهان روزه داران را
جمعیت طره پریشانت
برده ست قرار بی قراران را
نسرین رخ و بنفشه خطت
بی رنگ نموده نوبهاران را
آه دل و اشک دیده ام دارد
خاصیت برق و فیض باران را
یک عمر فروغی از غمت جان داد
تا یافت مقام جان سپاران را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş