شمارهٔ ۲۲۸
ف فضولی بغدادی
0
Altın Yaprak
به رندان از جهنم می دهد دایم خبر واعظ
مگر مطلق ندیده در جهان جای دگر واعظ
گریبان چاک ازین غم می کند محراب در مسجد
که آب روی منبر برد با دامان تر واعظ
به تفسیر مخالف می دهد تغییر قرآن را
تمنای تفوق می کند با این هنر واعظ
دم از کیفیت اعراب مصحف می زند هردم
بنای خانه دین می کند زیر و زبر واعظ
ز کوی آن صنم سوی بهشت هشت در هردم
چه می خواند مرا یارب که افتد در به در واعظ
تنزل از مقام خود نمی کرد اینچنین دایم
اگر در منع من می داشت قول معتبر واعظ
فضولی نیست میل صحبت واعظ مرا زان رو
که منع اهل دل کرد از بتان سیمبر واعظ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş