شمارهٔ ۲۲۸
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
درد مرا به عیسی مریم چه احتیاج
ناسوز گشت زخم به مرهم چه احتیاج
اسباب تیره روزی من کم نمی شود
بختم بلند باد به ماتم چه احتیاج
توفان نمی به دامن مژگان من نداد
دریای را به قطرة شبنم چه احتیاج
زخم دلم نمک چش الماس کرده است
هر دم نمک فشانی مرهم چه احتیاج
داغ مرا که نیش ز بیگانه می خورد
هر لحظه زخم کاوی محرم چه احتیاج
کم کرده ای وظیفة درد من ای فلک
بیش ار نمی کنی غم دل کم چه احتیاج
فیاض شبنم مژه کشت مرا بس است
این سیل های اشک دمادم چه احتیاج
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş