شمارهٔ ۹۲
ق قاآنی
0
Altın Yaprak
مردی که حریص آمد هرگز نشود قانع
از لقمه گوناگون وز جامه رنگارنگ
گویا نشنیدستی کان خواجه به زن فرمود
کای زن چکنی زینت برخیز و بنه نیرنگ
خلقی که کریه آمد از جامه نیابد زیب
فرجی که فراخ افتد از وسمه نگردد تنگ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş