بخش ۳
ق قائم مقام فراهانی
0
Altın Yaprak
جلایر هر دو چشمش سرمه دارد
ز پوشن یک عبا یک ترمه دارد
قبای عاقری پوشد بغل بند
کلاهش از عرق گاهی کند گند
فرنگی باشدش ار خالقی چیت
مصونا عن جنودالبیر والبیت
قصب دوزد همیشه زیر جامه
قرینا بالسعاده و السلامه
به دستش گر فتد پول حلالی
خرد از ترمه کشمیر شالی
قصب تنبان و پیراهن کتان است
به پا جوراب کار اصفهان است
کمر بندد ولی از بهر خدمت
شود بیگلربیگی در شهر خدمت
ز چرم ساغری در پا کند کفش
برون آرد ز پا هر جا بود فرش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş