شمارهٔ ۱۰
غ غنی کشمیری
0
Altın Yaprak
ما بلبلان بلند نسازیم خانه را
خوش کرده ایم خانه یک آشیانه را
سنگین دل است هر که به ظاهر ملایم است
پنهان درون پنبه نگر پنبه دانه را
شد سنگ آستانه دین هر بتی که بود
کافر بیا و سجده کن این آستانه را
دندان مار گر چه به افسون توان کشید
از زلف او جدا نتوان کرد شانه را
روزیکه گل ز باغ به غارت برد خزان
بلبل بباد ده سبد آشیانه را
سامان دل خیال گره های زلف بست
گوهر بود ز مهره مار این خزانه را
اندیشه گر ز تنگی گورت بود غنی
در زندگی ز خاک بر آور خزانه را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş