شمارهٔ ۱۸
غ غنی کشمیری
0
Altın Yaprak
سفر چگونه کنی از دیار خاطرها
که دامن تو بگیرد غبار خاطرها
ز بزم می برو ای محتسب که دستارت
چو پنبه سر میناست بار خاطرها
چو میل سرمه بر آمد ز چشم جانان گفت
که سیر میکده شوید غبار خاطرها
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş