شمارهٔ ۵
غ غنی کشمیری
0
Altın Yaprak
دمی که یار گذارد قدم بخانه ما
سزد که کعبه شود سنگ آستانه ما
سزد که دعوی همسایگی به مور کنیم
که صحن خانه خلق است بام خانه ما
درین بهار که با سبزه دام همرنگ است
چو تخم مرغ نگردید سبز دانه ما
دل از خیال گره های زلف یار پر است
گهر ز مهره مار است در خزانه ما
ز شومی قدم ما شود غنی ویران
بود ز آهن اگر چون کلید خانه ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş