شمارهٔ ۱۹
ن نظام قاری
0
Altın Yaprak
ای شاهد سمنبر والا شب زفاف
از در در آمدی و من از خود به در شدم
در انجمن ز شادی دستار و کفش نو
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
پشمینه را فکنده و پوشیده ام کتان
گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş