بخش ۲۹ - خطاب الشمع مع النار
ق قاسم انوار
0
Altın Yaprak
شمع چون پروانه را معدوم دید
گفت باآتش کهای نور الفرید
یا قتیل العاشقینیا ذوالکرام
یاقدیم النور یامافی الظلام
مانده ام از جرم هستی شرمسار
جرم ما را محو کن پروانه وار
چون تن پروانه یک بارم بسوز
تاب جان دادن ندارم تا بروز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş