شمارهٔ ۴۵۸
ق قاسم انوار
0
Altın Yaprak
پهلوی خوان به سر کوی حبیب آمده ایم
بهر درمان دل خود به طبیب آمده ایم
این هم از وصل تو افتاد که ناگاه امروز
به سر کوی غم از جور رقیب آمده ایم
هرکسی قسم و نصیبی ز تو حاصل دارند
ما چنین واله غم بهر نصیب آمده ایم
ما جوی از غم عشقت به دو عالم ندهیم
از ازل عاشق و هشیار و لبیب آمده ایم
روی بنمای که تا پیش رخت جان بدهیم
که به دیدار تو امروز غریب آمده ایم
ما به صورت به تو نزدیک و به معنی نزدیک
منت از دوست که با یار قریب آمده ایم
قاسمی روی تو را دید دل از دست بداد
چون به دیدار تو خوش حال و نجیب آمده ایم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş