شمارهٔ ۵۸۴
ق قاسم انوار
0
Altın Yaprak
روی مه را جلوه دادی زلف میگون تاب ده
گلبن جان مرا از جوی وصلت آب ده
گر تو مرد آشنایی وقت را فرصت شمار
باده بستان اختر تزویر را پرتاب ده
توبه کردن در حقیقت بازگشت دل بود
گر یقین همراه داری دل بدان تواب ده
عاقلان را بر سریر حرمت و عزت نشان
عاشقان را در صبوحی باده های ناب ده
سیل عشق آمد خروشان دم مزن هشیار باش
هر تعلق را که پیش آید بدان سیلاب ده
گر همی خواهی که در خوابش ببینی ناگهان
دل بدو تسلیم کن پس دیده را با خواب ده
هرکسی را نام ده در خورد او ای قاسمی
نام عشق لاابالی اعجب العجاب ده
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş