شمارهٔ ۹۳
ق قطران تبریزی
0
Altın Yaprak
هان صایم نواله این سفله میزبان
زین بی نمک ایا منه انگشت بر دهان
لب تر مکن به آب که طلق است در قدح
دست از کباب دار که زهر است توامان
با کام خشک و با جگر تفته در گذر
ایدون که در سراسر این سبز گلستان
کافور همچو گل چکد از دوش شاخسار
زیبق چو آب برجهد از ناف آبدان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş