فصل سوم
ا امام محمد غزالی
0
Altın Yaprak
بدان که چون نظر کنی اندر تفاصیل دنیا بدانی که دنیا عبارت است از سه چیز یکی اعیان چیزها که بر وی روی زمین آفریده اند چون نبات و معدن و حیوان که اصل زمین برای مسکن و برای منفعت زراعت می باید و معادن چون مس و برنج و آهن برای آلات را و حیوانات برای مرکب و برای خوردن را و آدمی دل و تن را بدین مشغول کرده است اما دل به دوستی و طلب وی مشغول می دارد و اما تن را به اصلاح آن و ساختن کار آن مشغول می دارد
و از مشغول داشتن دل به دوستی آن در دل صفتها پدید می آید که آن همه سبب هلاک بود چون حرص و بخل و حسد و عداوت و غیر آن و از مشغول داشتن تن بدان مشغولی دل پدید می آید تا خود را فراموش کند و همه را به کار دنیا مشغول دارد
و چنان که اصل دنیا سه چیز است طعام و لباس و مسکن اصل صناعت که ضرورت آدمی است نیز سه چیز است برزگری و جولاهی و بنایی لیکن این هر یکی را فروع اند که بعضی ساز آن همی کنند چون حلاج و ریسنده ریسمان که ساز جولاه می کنند و بعضی آن را تمام می کنند چون درزی که کار جولاه تمام کند و این همه را به آلات حاجت افتاد از چوب و آهن و پوست و غیر آن پس آهنگر و درودگر و خراز پیدا آمد و چون اینهمه پیدا آمد ایشان را به معاونت یکدیگر حاجت بود که هر کسی همه کارهای خود نمی توانست کرد پس فراهم آمدند تا درزی کار جولاه و آهنگر می کند و آهنگر کار هر دو می کند و همچنین هر یکی کاری همی کنند پس میان ایشان معاملتی پدید آمد که از آن خصومتها خاست که هر یکی به حق خویش رضا نمی داد و قصد یکدیگر می کردند پس به سه نوع دیگر حاجت افتاد از صناعت سیاست و سلطنت دیگر صناعت قضا و حکومت دیگر فقه که بدان قانون وساطت میان خلق بدانند و این هر یکی پیشه ای است اگر چه بیشتر آن به دست تعلق ندارد
پس بدین وجه مشغله های دنیا بسیار شد و در هم پیوست و خلق در میان آن خویشتن را گم کردند و ندانستند که اصل و اول این همه سه چیز بیش نبود طعام و لباس و مسکن این همه برای این سه و برای تن می باید و تن برای دل می باید تا مرکب وی باشد و دل برای حق عزوجل می باید پس خود را و حق را فراموش کردند مانند حاجی که خود را و کعبه را و سفر را فراموش کند و همه روزگار خویش با تعهد اشتر آورد
پس دنیا و حقیقت دنیا این است که گفته آمد هر که در وی بر سر پای و مستوفر نباشد و چشم بر آخرت ندارد و مشغله دنیا بیش از قدر حاجت درپذیرد وی دنیا را نشناخته باشد و سبب این جهل است که رسول ص گفته است دنیا جادوتر است از هاروت و ماروت از وی حذر کنید و چون دنیا بدین جادویی است فریضه باشد مکر و فریفتن وی را به دانستن تمثال کار وی خلق را روشن کردن پس اکنون وقت آن است که مثالهای وی بشنوی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş