شمارهٔ ۱۱۰
ق قدسی مشهدی
0
Altın Yaprak
طبیب من چه شد گر مهربان نیست
من بیمار را پروای جان نیست
غرور خضر عاشق برنتابد
محبت کم ز عمر جاودان نیست
نمی جوشند با هم ناتوانان
که با هم موی را خون در میان نیست
به بیماری سپردم تن چو نرگس
که در عالم طبیب مهربان نیست
ندارم بهره ای از مومیایی
شکست دل شکست استخوان نیست
جهان چون بود و نابودش مساوی ست
چرا گوید کسی کاین هست و آن نیست
چنان افسرده خواهد روزگارم
که پنداری مرا در جسم جان نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş