شمارهٔ ۲۰
ق قدسی مشهدی
0
Altın Yaprak
خوشم به درد مکن ای دوا عذاب را
مکن مکن که عمارت کند خراب مرا
چه آتشی تو نمی دانم ای بهشتی روی
که ذوق گریه عشق تو کرد آب مرا
هجوم گریه نمی دانم اینقدر دانم
که جای بر سر آب است چون حباب مرا
ز شکوه ستمت مردم و همان خجلم
برون نبرد اجل هم از این حجاب مرا
عنان لطف کشیدی و پایمال نمود
سبک عنانی صبر گران رکاب مرا
من از قضا به همین خوش دلم که چون قدسی
نبرد قسمت ازین در به هیچ باب مرا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş