شمارهٔ ۲۰۶
ق قدسی مشهدی
0
Altın Yaprak
مرده بودم از خمار می شرابم زنده کرد
کشته بود آتش مرا ساقی به آبم زنده کرد
از نصیحت های غمخواران جنون بازم خرید
گلشن افسرده بودم آفتابم زنده کرد
مرده بودم در کفن افکند از عارض نقاب
همچو کرم پیله شوقش در نقابم زنده کرد
بی تو ضعفم بود غالب مرده ام پنداشتند
مژده وصلت رسید و اضطرابم زنده کرد
زندگی از هر عذابی هست مشکلتر مرا
بعد مردن باید از بهر عذابم زنده کرد
از خجالت مرده بودم کز چه بی او زنده ام
تا خیال او کشد باز از حجابم زنده کرد
بس که افغان دوستم قدسی اجل چون در رسد
می تواند مطرب از صوت ربابم زنده کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş