شمارهٔ ۲۶۳
ق قدسی مشهدی
0
Altın Yaprak
گر دل به المهای تو منسوب نباشد
در سینه اگر جا دهمش خوب نباشد
شیرین نشود کام حریفی که درین بزم
پیمانه کش صبر چو ایوب نباشد
در سینه غم عشق تو پنهان نتوان داشت
چون عکس که در آینه محجوب نباشد
شاید مژه ای تر کنم از شوق تو خواهم
اشکی که کم از گریه یعقوب نباشد
در سینه ارباب خرد راه نیابد
هر دل که ز سودای تو مجذوب نباشد
بر لوح ضمیر تو چنان حال دل من
شد نقش که گنجایش مکتوب نباشد
هر گل سبب تازگی گلشن ما نیست
در سینه به جز داغ تو مطلوب نباشد
هرچند که بلبل به قفس گشته تسلی
آمیختن گل به صبا خوب نباشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş