شمارهٔ ۱
س سراج قمری
0
Altın Yaprak
تا توانی زکس امید مدار
زانکه کس لهو را به غم نفروخت
زانکه از پیش شمع پروانه
روشنایی امید داشت و بسوخت
با عدو هیچوقت صلح مکن
که بجز جنگ و کینه نتوان توخت
باد با خاک جنگ کرد و بجست
پنبه با موم صلح کرد و بسوخت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş