شمارهٔ ۵۸ - یارمستقیم
ع عبدالقادر گیلانی
0
Altın Yaprak
گر دل دهی به ما ده عاشق که ما امینیم
با آن که دل به ما داد ما روز و شب قرینیم
گر ما دل تو یابیم تسکین تو بسازیم
تاوان یک دل تو صد دل بیافرینیم
نفرین خویش میگو تا گم شود وجودت
چون با تو بعد از آن ما گویای آفرینیم
شیطان هزار فرسنگ از گرد تو گریزد
سیصد نظر چو هر روز اندر دل تو بینیم
گر صدهزار شیطان اندر کمین نشیند
بر تو ظفر نیابد ما همچو در کمینیم
ای بنده توبه آنگه بر تو کنیم رحمت
سوگند خور تو همچون ما نیز بر همینیم
محیی ببر بکلی زین دوستان فانی
پیوند خود به ما کن ما یار مستقیمیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş